یک دسته گل دِماغ پرور
37 بازدید
تاریخ ارائه : 3/2/2014 11:41:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

فقر خود خواسته شنیده اید؟ از همان نوعی که پیامبر و علی علیهم ا السلام می خواستند و می پسندیدند!

این سخن پیامبر را شنیده اید؟

" الفقر فخری" .

می دانید این  سخن چه مفهومی دارد؟

می دانید از این کلام تعجب می کنند ، آنان که با این فرهنگ بیگانه اند :

مگر فقر و بینوایی می تواند موجب افتخار باشد؟

آری ؛ اگرفقر خود خواسته باشد اولیای الهی به دنبال آن می گردند  و عالمان و فرهیختگان نیز به آن روش اقتدا می کنند.

" شمس الدین بهبهانی" نزد اهل معرفت مشهوراست. زهد و قناعت وی مشهورتر!

عالمی بود پارسا و وارسته ... و از خیل مجاوران علی بن موسی الرضا علیه السلام .

سالها در مشهد مقدس می زیست و بدین افتخار می بالید. می گفتند تمام لباس های او به پنج ریال نمی ارزید ! آدم یک لا قبا شنیده اید؟

اغلب روزها گرسنه بود و از جهت معیشت سخت در تنگنا !

سرش به کتاب بود و گذر زمان را حس نمی کرد. تا وقتی که گرسنگی بی تابش می کرد. آنگاه سر بر می داشت و نگاهی به گنبد و گلدسته حضرت رضا می کرد و آهسته زیر لب می خواند : " امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ".

تا مضطر نمی شد و اضطرار به سختی گلویش را نمی فشرد، این آیه را نمی خواند و آنگاه که می خواند به یقین می دانست کسی هست که او را اجابت کند.

سخت به رحمت خدا امیدوار بود و به یقین ، حضرت رضا را کارگشا می دانست. چنان در این عقیده راسخ بود که می دانست هنوز دعای او تمام نشده ، در کارش فرج و گشایشی خواهد شد.

"امن یجیب" او از صد دعا کارسازتر بود ؛ بی سبب نیست که گفته اند :

یک دسته گل دِماغ پرور                                                   از خرمن صد گیاه بهتر

لب هایش از ذکر باز نایستاده ، در می زدند. کسی از راه می رسید و به بهانه ای – فقط بهانه ای – پولی به او می داد .

جالب تر آنکه او از آن پول ، هر چند بسیار بود و برای مدتی او را بس ، فقط به قدری که سد جوع کند و اندکی درد و فشار گرسنگی را فرو نشاند ، بهره می برد و بقیه را به مستمندان می بخشید ؛ مستمندانی که شاید بمراتب از او ثروتمندتر بودند !

همه اینها اثر " امن یجیب " خالصی بود که وی بر بال ملائک آسمان روانه عالم بالا می کرد....والبته به مدد نیم نگاهی به گنبد و گلدسته ثامن الحجج !

شاید شنیده بود سخن امام را ، که شاعر به زیباترین شکل ممکن در قالب این اشعار بیان کرده است :

با نام خدا به سینه ها گل بزنید                               وز اشک به بارگاه او پل بزنید

فرمود که هر زمان گرفتار شدید                            بر دامن ما دست توسل بزنید 1

--------------------

1-وحید بهبهانی ، اثر علی دوانی ، صفحه 236