جوانی در 180 ثانیه
32 بازدید
ناشر: نشر معارف
نقش: نویسنده
شابک: 9789645316479
سال نشر: 1383
تعداد جلد : 1
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
شماره چاپ : 1
زبان : فارسی
بسم الله الرحمن الرحیم گر درختی از خزان ، بی برگ شد یا کِرخت از سورَت سرمای سخت هست امّیدی که ابر فرودین برگ ها رویانَدَش از فرّ بخت بر درخت زنده بی برگی چه غم وای بر احوال برگِ بی درخت... رشد و تغییر و بالندگی لازمه زندگی است و جوانی اوج بالندگی؛ زندگی بدون تحوّل و رشد به برکه آبی می مانَد که تا رسیدن به باتلاق فاصله چندانی ندارد. نویسنده این کتاب سالهاست که با دانشگاه و استاد و دانشجو حشر و نشر دارد . قِلقِ جوان را می داند و با عواملی که او را رشید و بالنده می کند ،آشناست. باور دارد که رشد و شکوفایی هر جامعه ای در گرو جوانان آن جامعه و رکود و افت هر اجتماعی نیز بسته به جوانان آن اجتماع است. از این رو مدتهاست گوشه و کنار سرک می کشد که این افت و خیزها را بشناسد . به عوامل و محرک های آنها پی ببرد و حاصل همه این جستجوها و کنکاش ها را صادقانه و خالصانه به جوانان جامعه خود ، جامعه ایرانی ارزش مدار، ارائه کند. ناگفته نماند ؛ هر یک از ما ممکن است در زندگی سرمان را در لاک خود فرو برده ، تنها دنیای پیرامون خود را دنیای واقعی بپنداریم. دوستان ؛ این پنداری بیش نیست و اتفاقاً بدترین آفت شناخت نیز همین است. نویسنده این اثر کوشیده است خود را از پیله ای که معمولاً آدمها گرداگرد خویش می تنند، رها ساخته ، دنیا را آنچنان که هست ، بزرگ و واقعی ببیند. از این رو از خوانندگان خوش قریحه و جوان خود می خواهد ، در مطالعه این اثر جامع نگری را مدّ نظر قرار داده ، پیش داوری را کنار بگذارند ؛ اگر گاهی نویسنده سخن از برخی کاستی ها می گوید ،آن را سیاه نمایی تلقی نکنند؛ اگر حرف از تکنولوژی یا پیشرفت های جهان اول می زند ، آن را غربزدگی نپندارند؛ بدانند ما همگی زخم خورده استعمارِ این جهان خوارانِ اتو کشیده ایم! کسانی که با پرستیز و نزاکت ، سرمایه های مردم عالم را می بلعند ، آدمها را زیر چکمه های خویش لِه می کنند و وقیحانه دم از حقوق بشر می زنند! نویسنده در صدد است راه هایی بگشاید که به سرعت پیموده ، قله هایی ترسیم کند که به آنها برسیم. همچنین کمالاتی ارائه کند که آنها را بر محاسن پیشین خود بیفزاییم. البته در بزرگی و عظمت نسل جوان همین بس ، که به هیچوجه به شرایط موجود رضایت نداده و همواره در افقی بالاتر در صدد یافتن راهی نو برای رسیدن به وضع مطلوب باشد. همچنین محکم و استوار بر ریشه های ستبر خویش چنگ زده ؛ به اصطلاح معروف " از اسب بیفتد و از اصل نیفتد." اجازه دهید تکرار کنم این بیت زیبا از شعر استاد شفیعی کدکنی را ؛ بر درخت زنده بی برگی چه غم وای بر احوال برگِ بی درخت... من این همه را در یک " کتاب" گنجانده ام . امیدوارم نام " کتاب " در جان و دل شما نامی زنده و پویا باشد .گنجینه ای ارزشمند که علیرغم گسترش فضاهای مجازی و اینترنت و وی چت و جز آن ، هنوز و تا همیشه تاریخ هیچ چیز جای آن را نخواهد گرفت. سخن از کتاب به میان آمد ؛ لابد شنیده اید که در اروپا و بویژه فرانسه مدتی است نهضت " جا گذاشتن کتاب " در بین مردم رایج شده است. آنان برای استفاده بهینه از کتاب یاد گرفته اند که بخشی از کتاب های پرطرفدار را در پارک ها ، ایستگاه های مترو ، تاکسی ها و ... جا بگذارند تا افراد متعددی از آنها استفاده نموده ، کتاب ها به جای آنکه در کتابخانه ها خاک بخورند ، دست به دست بگردند و موج ایجاد کنند. اما زبان این کتاب ، برای دانشجویان و خوانندگان جوان ما نا آشنا نیست. شما می توانید اثر حاضر را ادامه همان راهی تلقی کنید که من در " می شکنم در شکن زلف یار " آغاز کردم ؛ راهی برای ساختن و پرداختن جوانی متعادل و متوازن. چهل ماجرای واقعی که هر کدام تلنگری است به جوان زنده جامعه بالنده ما! اگر این اثر را " جوانی در 180 ثانیه " نامیده ام ، از آن روست که شما می توانید برای خواندن هریک از این ماجراهای واقعی فقط سه دقیقه وقت بگذارید و در عوض با یکی از فوت و فن های دوره جوانی آشنا شوید. گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن مصلحی تو ؛ ای تو سلطان سخن